تبليغاتX
تنبور نوازان

تنبور نوازان

ناله تنبور و بعضی سازها... اندکی ماند بدان آوازها...

نوازندگان:

 

حوزه كرند(دالاهو): مرحوم سيد احمد يادگاري و فرزندان ، سيد طهماسب يادگاري ، خانواده افضلي ، خانواده كمالي ، خانواده شاه ويسي ، خانواده كاوه و...

گوران: سيد نصرالين حيدري و فرزندانش، استاد علي اكبر مرادي  و...

صحنه: سيد امرالله شاه ابراهيمي ، درويش امير حياتي ، مرحوم سيد خليل عالي نژاد ، خانواده پورناظري  و...

حتما استادان و خانواده هاي بزرگ تنبور نواز زيادي از قلم افتاده در ذكر آنها به بنده حقير كمك كرده و ياد آوري كنيد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 23:58  توسط امیر مصطفی جعفرپوری  | 

                                       

                             پس حكيمان گفته اند اين لحن ها                     

                                   از دوار چرخ بگرفتيم ما 

                          بانگ گردشهاي چرخ است اين كه خلق             

                                مي سرايندش به تنبور به حلق

                                ما همه اجزاي عالم بوده ايم

                              در بهشت اين لحن ها بشنوده ايم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 23:54  توسط امیر مصطفی جعفرپوری  | 

 قدیمی ترین دلتنگی ها:

 

آواهاي موسيقي و مقامهاي تنبور كرمانشاه و كردستان از قبيل فواصل وزن ونحوه ي صدا دهي

 به گونه اي است كه هر شنونده اي را قانع ميكند كه جنس اين موسيقي ، بخصوص موسيقي تنبور

 ديرينه است و آن را موسيقي باستاني ناميد.

در كتاب فحل و استوار "تنبور از دير باز تا اكنون" نوشته ماندگار استاد سيد خليل عالي نژاد

  در قدمت اين ساز باستاني اشاره شده است كه ابداع كنندگان مقامهاي موسيقيايي به راستي

 پيغمبران بوده اند.

حضرت موسي در وادي ايمن به مقام عشاق سخن با آتش سخن گفت.

حضرت يونس در چاه در مقام عراق  مويه كرد ، حضرت يونس در دهان ماهي در مقام كوچك

 مهجور ماند و حضرت ابراهيم در مقام حسيني نوروز در آتش پا نهاد.

ضمنا" آمده است روح آدمي با تنبور عجين است و ناله ي تنبور روج را بر مي انگيزانند.

پس از خلقت بشر ،كالبد انسان بر روي زمين افتاده بود روح مامور شد به كالبد انسان جان بدهد

 و وارد شود. روح وارد نمي شد و جسم بي جان آدمي را پست و بي ارزش ميدانست.

فرشته اعظم (جبرييل) براي تشريف و داخل شدن روح در پيكر آدم مقام طرز را نواخت و

 روح سرخوش شد و مستانه به كالبد انسان آرام گرفت.

در ديوان كبير غزليات مولانا اشاره شده:

چوبي بتراشيد و برو بست دوصد تار        ديواني عالم

صد ناله ي زار از دل هر تار برآمد          تا روح روان شد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 17:59  توسط امیر مصطفی جعفرپوری  | 

کوک تنبور:

متداول ترین کوک های تنبور دو گونه است: نخست فاصله پنجم : کوک هفت دستان ( سیم پایین نت دو وسیم بالا نت سل کوک میشود). این کوک  شیخ امیری هم نامیده میشود زیرا مشهور ترین مقامی که با این کوک نواخته میشود مقام شیخ امیری است. کوک دیگر تنبور فاصله چهارم : کوک پنج دستان ( سیم پایین نت دو و سیم بالا نت فا کوک میشود).این کوک طرز هم نامیده میشود زیرا مشهور ترین مقامی که با این کوک نواخته میشود مقام طرز است.کوک تنبور مانند بسیاری از ساز های این سرزمین کهن نسبی است و با دیاپازون کوک نمی شود. به بیان دیگر کوک سیم پایین بنا به فراخور صدا و حنجره ی  مقام خوان (خواننده) کوک میشود و سیم بالا از نسبت سیم پایین دو یا سل کوک میشود. 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 18:27  توسط امیر مصطفی جعفرپوری  | 

قدیمی ترین نشانه ها:

نقش هایی به صورت برجسته در تپه های بنی یونس و کیوان در شهر موصل عراق کشف گردیده که قدیمی ترین سند قدمت تنبور میباشد. پس از آن به مجموعه بدست آمده در شوش که متعلق به ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد است میتوان اشاره کرد. نگاره سنگی تنبور نواز که در نینوا پایتخت آشور به دست آمده و فقط در کتب تاریخ به آن اشاره شده که متعلق به ۵ تا ۷ هزار سال قبل میباشد را نیز میتوان نام برد.با اسنادی که در دست است به جرات میتوان ادعا کرد که تنبور جزو اولین ساز های بشر بوده است و چه خوب که این ساز از گذشته تا اکنون تغییرات زیادی نداشته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 23:57  توسط امیر مصطفی جعفرپوری 

خشک چوب

تنبور یا "طنبور" در لغت برگرفته شده از دو واژه "تن" یا "طن" : به معنای دل و واژه "بور" یا "بوره "  خراشیدن میباشد . تاثیر گذارنده بر دل و جان بهترین و زیباترین معنی است برای واژه کلمه تنبور. این ساز مضرابی دارای کاسه ای گلابی شکل دارای دو سیم (امروزه جهت صدادهی بهتر به سه سیم افزایش پیدا کرده است). دسته ای راست و بلند دارد و بزرگتر از سه تار است.۱۳ الی ۱۴ پرده یا دستان دارد.و وسعت صدایی آن یک اکتاو و نیم پرده است. البته به نوع و کیفیت ساز نیز بستگی دارد.فقط فواصل نیم پرده ای دارد (بمل). جنس کاسه از چوب توت ودسته از گردو و... میباشد. با پنجه دست راست نواخته میشود و مضرابی دیگری ندارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:15  توسط امیر مصطفی جعفرپوری  | 

 

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود..... وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر.....آری شود ولیک به خون جگر شود
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه .....کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
از هر کرانه تیر دعا کرده​ام روان .....باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
   ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو ..... لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من .....آری به یمن لطف شما خاک زر شود
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب .....یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی .....مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست .....سرها بر آستانه او خاک در شود
حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست .....دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:52  توسط امیر مصطفی جعفرپوری  | 

 

تا صورت و پیوند جهان بود علی بود
تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود


شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود

 سلطان سخا و کرم و جود علی بود

                                                                         

مسجود ملائک که شد آدم به علی شد  

آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود 


آن معنی قرآن که خدا در همه برهان

کردش صفت عصمت و بستود علی بود


جبریل که آمد ز بر خالق یکتا

در پیش محمد شد و مقصود علی بود


آن قلعه گشایی که در قلعه خیبر

برکند به یک حمله و بگشود علی بود


عیسی به وجود آمد و في الحال سخن گفت

آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود


چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم

از روی یقین بر همه موجود علی بود


این کفر نباشد سخن کفر نه این است

تا هست علی باشد و تا بود علی بود


سرو دو جهان جمله ز پیدا و ز پنهان

شمس الحق تبریز که بنمود علی بود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:43  توسط امیر مصطفی جعفرپوری 

 سرآغاز

... بارها شنیده ایم که برایمان از فرهنگ چندین هزار ساله ایرانی حرف می زنند و این که اگر از این فرهنگ درست استفاده نکنیم چه اتفاق های بزرگ و خارق العاده ای که نمی افتد. این فرهنگ به بهانه های مختلف به رخ ما کشیده شده اما هیچ کس درست توضیح نداده که منظور از فرهنگ ایرانی دقیقا چیست.منظور از فرهنگ ایرانی هر چه باشد، مسلما موسیقی ایرانی هم بخشی از آن است و این قدری به آدم دلگرمی می بخشد.دلگرمی از این جهت که ماجرای فرهنگ به آن  پیچیدگی و عجیب و غریبی نیست که برایمان تعریف کرده اند .رویکرد تازه غربی هابه موسیقی شرق  و بومی – که موسیقی سنتی و محلی ایرانی را هم در بر میگیرد- نشان میدهد که گوشه هایی از آن فرهنگ ، از طریق نت های موسیقی و آواهای بومی و محلی خودش را به دنیا نشان داده. از این میان موسیقی عرفانی این مرز و بوم با تمام محدودیت های داخلی خود خوب توانسته عرض اندام کند ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:40  توسط امیر مصطفی جعفرپوری